چگونه برای گفتن اگر کسی یک کارآفرین

[ad_1]

یک چیز تعریف کارآفرین – سازنده عمل است.

به طور معمول, آنها فروشنده – انجام *همه چیز* برای مردم را به خرید مسائل خود را. همه ما تصویر ما در سر; “ویلر-فروشنده” چیدن هر فرصتی برای سعی و بهره برداری (و افراد دیگر) برای سود.

در واقع واژه “کارآفرین” به نظر می رسد که زیرفشار در اطراف در حال حاضر lexicon – از “چیزی” (به طور معمول برای بهبود زندگی مردم) به ترکیبی از “پول دیوانه کلاهبردار” و “کسی که نمی ‘پیروی از قوانین'”.

واقعیت این است که مدرن, معنی, نمی تواند بیشتر از حقیقت است.

کارآفرینی نیست یک حرفه یا شغل. این یک برچسب است که شما درخواست خود را به منظور خودتان را بیشتر یابم به یک حزب خاص و یا مشتریان این… راه از انجام کارها است.

بسیاری از “کارآفرینی” انواع در واقع شغل. آنها هرگز اعتراف آنها “کارآفرینان” اگر چه آنها در این نمایشگاه تمام صفات یکی است. سوال این است که چه این صفات هستند و اینکه آیا شما یا کسی که شما می دانید آنها است.

آنچه که یک “Entrepeneur”?

کارآفرین یک کلمه مشتق شده از فرانسوی – آزادانه توصیف “حل مشکل”.

در حالی که آن مفهوم تغییر کرده است در طول سال این قضیه همچنان ادامه دارد – یک “کارآفرین” کسی است که ایجاد یک “ویجت” و دارای توانایی برای تشویق دیگر مردم را به خرید آن.

آنچه این “ویجت” است که می تواند یک محصول تجاری یا خدمات ایده.

این در واقع جالب… برخی از بزرگترین “کارآفرینان” از تاریخ در واقع تا به حال هیچ چیز را با پول انجام دهید. آنها به طور کامل متمرکز بر توسعه خاص “نتیجه” و متعهد خود را از صمیم دل به تحقق آن است.

آیا این به معنای غلبه بر امپراتوری ایران (الکساندر) توسعه لامپ (ادیسون) و یا ایجاد ثبات سیستم های PC (Gary Kildall), فتح امپراتوری آزتک (Cortez) واژه “کارآفرین” واقعا نشان دهنده کسی که می خواهد به ساخت چیزی.

تفاوت بزرگ بین “اصلی” کارآفرینان و swathes از عصر جدید احمقها (که به طور معمول آن ها لذت بردن از یک زندگی + به نظر می رسد که شیفتگی برای “رمزنگاری”) است که سابق بودند و به طور معمول متعهد به یک حرفه و مدیریت به “اهرم” است که از طریق توسعه به طور فزاینده ای بلند پروازانه “پروژه ها”.

این پروژه ها می تواند هر چیزی اما آنها… همه تا به حال یک هسته “دلیل” وجود داشته باشد. این دلیل چیزی بود که سوار صادركننده به دنبال تلاش و همچنان حتی هنگامی که آن را مشکوک که آیا آن را حتی “ممکن است” یا نه. بدیهی است به دلیل این که ما به یاد داشته باشید آنها این است که آنها نه تنها کشف آن را “ممکن” است اما به طور کامل امکان پذیر است… از این رو موفقیت خود را.

چگونه برای گفتن اگر کسی یکی

نمونه نشانه این است که آنها را انجام خواهد داد عجیب و غریب چیزهایی…

  • علاقه باطنی ایده های

  • پیگیری منافع نه به طور مستقیم وابسته به انباشت ثروت

  • قوی صفحه نمایش از شور و شوق برای افراد خاص

  • طبیعت همهجانبه با ایده های مختلف (تلاش برای بازسازی رویدادهای تاریخی و غیره)

نکته این است که کارآفرینان واقعی هستند و نه به طور معمول در مورد پول در همه.

نگرانی اصلی آنها این است که ایجاد یک “چیز”. آنچه که چیزی است که تعیین شده است یا شخصیت خود و یا منافع… اما در هر به عنوان مثال کسی که دست به یک مقدار زیادی از موفقیت آنها به طور کامل و کاملا متمرکز بر انجام “خود” چیزی که بدون توجه به آنچه.

این است که در واقع مهم است.

جهان مدرن به نظر می رسد که هر 18 سال, پیر مرد که مایل به یک “کارآفرین” – آن را مانند یک نشان افتخار و یا چیزی. اگر شما در حال “رشد” شما “مرگ”… درست است ؟

حقیقت این است که جامعه ما تبدیل شده است تا با تمرکز بر راحتی که اکثر این پول گرفتن احمقها کاملا بدون کسب و کار حتی با توجه به خود را “کارآفرینان”.

آنها هیچ تجربه و مهارت هستند تنها چفتی کردن بر روی آخرین “هوس” به منظور فرار از حد وسط است که به نفوذ غرب و فرهنگ مصرفی.

کارآفرینی به طور معمول به شرح زیر سال از علاقه به یک موضوع خاص است. آن را به طور معمول به شرح زیر است سرمایه گذاری زیادی از زمان و انرژی به کشت یک مجموعه مهارت و تجربه و “دخالت” در یک فضای خاص است.

مهمتر از همه – کارآفرینی است که در مورد انجام کاری “راه خود را از”.

روشن ماندن مدرن احمقها

بزرگترین مشکل من به طور مستمر دیدن از hoards از احمقها است که همه آنها زیر یک “کتاب” و یا برخی دیگر از “قوانین” در “چگونه” به یک کارآفرین.

من آن را ببینید همه زمان… بچه ها خواندن همه شرح حال عصبی مطالعات, آخرین کتاب از ثروتمند fat cat – همه در تلاش برای کشف “راز” به موفقیت عظیم.

چه جالب است که همه این مسائل فقط با این نسخهها کار در “خارج” از این موضوع – همان کسانی که خواندن همه “چیز” را تا پایان با همان سوالات… “آنچه من فروش?”- “چگونه من می دانم اگر من قصد دارم به پول در یک محصول؟” – “چه راز به غنی؟”.

  • اگر شما به سوال “چه می توانم فروش” شما نه یک کارآفرین است.

  • اگر شما مجبور به گوش دادن به آنچه که “موفق” فرد به می گویند در یک موضوع شما یک کارآفرین است.

  • اگر شما باید به در نظر گرفتن همه “قوانین” مطرح شده توسط دیگران شما یک کارآفرین است.

نکته این است که جهان مدرن است مالامال از سرحال بازنده است. حتی “موفق” آنهایی که نیستند در واقع واقعا موفق – ممکن است آنها را ساخته اند یک دسته از پول, اما چیزی که آنها در واقع رسیدن به? پاسخ این است که نسبتا کمی (یا حتی هیچ چیز).

حقیقت این است که اگر شما می خواهید به “بود” یک کارآفرین باید برای رسیدن به محل کار.

همه کار خود را. برخی از مدل های. برخی از بازیکنان فوتبال. برخی برنامه نویسان کامپیوتر. برخی نقاشان.

این “ترفند” است که برای انجام هر کاری به منظور حرکت رو به جلو در صنعت; تمیز کردن کف در صورت لزوم.

هنگامی که شما شروع به دست آوردن برخی از پیشرفت “کارآفرینی” مسائل می آید از اعمال نفوذ هر گونه پیشرفت در درون آن – یا به ایجاد و بازار محصول و یا به کمک یک بازار بهتر درک پتانسیل دستگاه دیگر/محصول.

صفات “واقعی” کارآفرینان

  • آرام (یا حداقل محفوظ است)

  • به طور کامل قادر به آغوش شکست (در واقع با استفاده از آن به عنوان یک خار به تغییر/انطباق)

  • کار به طور مداوم در عناصر مختلف درون خود “صنعت” (دوباره هر کس یک محل)

  • نترس از ساختارهای اجتماعی (فقط به خاطر اینکه کسی گفت: آن را ندارد آن را واقعی)

  • لیزر تمرکز بر آنچه “آنها” می خواهید به انجام (شما می خواهید را به کشاورزی پایدار به آفریقا ؟ این نوع از چیزی که “واقعی” کارآفرین را در واقع انجام)

  • بي پروا به را آزادانه (بیشتر از “کارآفرین” نوع متصل به پول در همه… به طور معمول نداشتن تا زمانی که آنها پیدا کردن کالای موفقیت)

اگر شما کار نکرده و آن را به هسته هدف.

جهان مدرن بسیار کمی تاکید بر هدف; به جای آن تمرکز بر بهره وری.

هیچ چیز اشتباه است با این, اما آن را devoids اکثر مردم از شور و شوق خود را. آن را به خوبی برای تولید ناخالص داخلی و مک دونالد – اما بد برای خلاقیت دروغ نهفته در تعداد زیادی از مردم است.

اگر شما می خواهید به اتخاذ “کارآفرینی” صفات مهم این است که برای تبدیل به هماهنگ خاص “هدف” – که از طریق آن شما قادر به سرمایه گذاری خود را کل زندگی.

اگر شما فقط به دنبال فراری و تفکر است که شما “نوع می خواهید برای تبدیل شدن به غنی” – کارآفرینی است که قصد ندارم به انجام این کار است. این یک بسیار راه دشوار تنها با ماندگار ترین و پایدار باقی مانده.

شما نیاز به رسیدن به محل کار و تنها پس از آن شما را کشف فرصت های را که شما قادر به اعمال خود تخصص و تجربه و یا شبکه برای ساخت چیزی از ارزش واقعی به جهان است. این ارزش واقعی است و سپس توسط بازار جذب می شود که یا شما را پرداخت handsomly برای آن – و یا آن را رد کند. این است که بسیار بسیار چه چیزی تعیین می کند که آیا کسی می تواند به عنوان یک “کارآفرین” یا نه.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید